السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
154
تفسير الميزان ( فارسي )
سخت در عسرت به سر مىبرند ، از داخل گرفتار نفاق منافقين و جهل جاهلان بودند ( جاهلان بيمار دلى كه همواره طبل وارونه مىزدند ، و امر را بر آنان تباه مىساختند ، و در اطاعت خدا و رسولش كوتاهى مىكردند ) و از خارج از يك سو گرفتار دشوارى دعوت دينى بودند ، و از ديگر سو كفار عرب هر روز از يك طرف عليه اين دعوت توطئه مىكردند ، و از يك سو اهل كتاب و مخصوصا يهوديان دست از دشمنى بر نمىداشتند ، و از سوى ديگر كفار روم و عجم با قدرت و لشگر خود چنگ و دندان نشان مىدادند ، و همه اين كفار و حتى مسلمانانى كه راه كفار را مىرفتند ، امر بر ايشان مشتبه شده بود ، چون به دنيا و زخارف آن ركون و اعتماد كردند ، و مقدمه را به جاى غايت و هدف گرفتند با اينكه هدف در بعد از دنيا و در ما وراى طبيعت است . پس اين سوره همانطور كه ملاحظه مىفرمائيد از طبيعت امتها ، بحث مىكند ليكن نه در چارچوب طبايع ، بلكه به نحوى وسيع ، كه شامل همه جهات خلقت و تكوين خلق ، و همه توابع و لواحق خلقت آنان در مسير حياتشان بشود ، مثلا شامل خصلتها و اعمالى كه باعث سعادت و يا مايه شقاوت آنان است نيز بگردد . با اين بيان وسيع و كلى روشن شد كه تمام انسانها در تحت قيمومت او قرار دارند و او در قدرتش مقهور نمىشود ، و در امر خود از هيچ عاملى شكست نمىخورد ، نه در دنيا و نه در آخرت . اما در دنيا براى اينكه هر عاملى كه عملى را مىكند به اذن او است ، و براى امتحان است ، و اما در آخرت كه آخرت هم دار جزا است ، اگر عمل خير باشد جزا خير و اگر شر باشد جزا هم شر است . و همچنين آيات مورد بحث كه از جمله : * ( « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُمْ » ) * آغاز مىشود تا نه آيه بعد ، در مقام بيان اين نكته است كه كفار هر چند آيات خدا را تكذيب كردند ، و نعمتى را كه خدا به آنان انعام كرده بود تا به وسيله آن به رضوان و جنت خدا برسند كفران نمودند ، و بر همان نعمتها اعتماد نموده و خود را از پروردگار خود بىنياز دانستند و نيز مقام پروردگارشان را فراموش نمودند ، و ليكن نمىتوانند با اين عمل خود ، خداى را عاجز سازند و بر او غلبه كنند ، به زودى خدا ايشان را به همان اعمالشان دچار كرده و بندگان مؤمن خود را عليه آنان تقويت و تاييد نموده به دست مؤمنين نابودشان مىكند ، و نيز به زودى در جهنم محشورشان مىسازد ، كه بدترين بستر است . اين كفار در ركون و اعتماد به چيزى كه جز متاعى براى حيات دنيا نيست سخت اشتباه كردند . زيرا از سرانجام نيكى كه نزد خدا است غفلت ورزيدند . پس آيات مورد بحث هم مانند همه سوره از طبيعت سخن مىگويد ليكن طبيعت